وقتی کم میاری...

خرید بک لینک

وقتی کم میاری...

چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ | 10:59

به نام او...

دیروز کل مسیرِ رفت و برگشتِ کلاس ِ خودشناسی رو گریه کردم...از پریشب که داداش رو دیده بودم و فهمیده بودم نگران روده اش شده، حالم خراب بود، نه کار فرصت یه دلِ سیر گریه میداد نه فضای خانوادگی...خسته شدم اونطرف از بس گفتند: "تو قوی هستی"...بابا منم آدمم...کم میارم...داغون میشم...کجا باید فریاد بزنم حالم بده...کجا باید دردِ دلم رو بنویسم بدون اینکه نترسم کسی که اومده وبم، یه وَخ ناامید نشه...چطور وقتی خودم داغونم به بقیه روحیه بدم...الان خودم نیاز به حمایت دارم...نیاز به کسی که سرم رو بزارم رو شونه اش و بابت ترسام، های های گریه کنم...فرار کردم چون دیگران یه حسایی بهم القا میکردند که با درونم یکی نبود...باعث میشد ناامیدی و غم رو تو خودم سرکوب کنم...بابا هممون یه وقتایی ناراحتیم، بایدم ابرازش کنیم حتی اگه بگند ترسیده، ناامیده، ضعیفه...

ببخشید که با یه عالمه غرغر شروع کردم...لطفا لطفا لطفا، آدرس اینجا رو به هیچکس ندهید...هیچکس...من دلم می خواد فقط با شما چندتا باشم...

... |

حقایقِ تلخ......

ما را در سایت حقایقِ تلخ... دنبال می‌کنید

برچسب: وقتی,میاری, نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:31

صفحه بندی